اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

266

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كرده‌اند ، و چه بد مردمى هستند مردمى كه عملهايى انجام داده و بانها دنيا را جسته‌اند » . و گفت : ان المعرفة بكمال المرء تركه الكلام فيما لا يعنيه ، و قلة مرائه ، و صبره ، و حسن خلقه ، « همانا شناسايى بكمال مرد ، رها كردن اوست ، سخن گفتن در چيزى را كه به كار او نمىآيد ، و كم بجدل پرداختن ، و شكيبايى ، و خوشخوئيش » . پادشاه روم نامه تهديدآميزى به عبد الملك نوشت و پاسخ دادن بر وى مشكل آمد ، پس به حجاج كه در آن موقع فرمانرواى حجاز بود ، نوشت كه نزد على بن الحسين بفرست و او را بيم ده و تهديد كن و با او درشتى نما سپس ببين تو را چه پاسخ مىدهد ؟ و همان را به من بنويس . حجاج چنان كرد و على بن الحسين به او گفت : ان لله فى كل يوم ثلاثمائة و ستين لحظة و ارجو ان يكفينيك فى اول لحظة من لحظاته ، « همانا خدا را در هر روز سيصد و شصت نگاه مراقبتآميز است و اميدوارم كه مرا در نخستين نگاهش از شر تو آسوده كند » . حجاج همان را به عبد الملك نوشت و او هم پادشاه روم را بدان پاسخ داد و چون نامه عبد الملك را خواند گفت : اين سخن از او نيست ، اين از سخنان عترت پيامبر او است [ 1 ] . على بن الحسين سه بار بيمار شد و [ در ] هر بار وصيتى كرد و چون بهبود يافت و از بيمارى برخاست ، آن را انجام داد . و گفت : كلكم سيصير حديثا فمن استطاع ان يكون حديثا حسنا فليفعل ، « هر كدام شما به زودى سرگذشتى مىشود ، پس هر كس بتواند سرگذشت نيكى باشد ، چنان كند » .

--> [ 1 ] ن ، عترت پيامبرى است .